تبلیغات
... ("v") ... زنده باد عشق
دلم به حال خودم نه
دلم به حال تو هم نه
دلم به حال خاطره هایی كه رنگ پریده و زخمی...
كه گوشه ی جگرم وصله كرده غمهایت
و شادمانی مفرط كه در نگاه پر از عشق ما موج میزد
عمیــــــــق میسوزد... .
بگو چگونه بخندم منی كه بی تو حتی غزل ناامید از من شد!
و امتداد من و تو به گریه منجر شد...
دلم هوای تو را نه
هوای خاطره ها را
به سینه ام ، و نگاهم چه مشت میكوبد
و من كه دور رابطه را خط كشیده ام اینبار...
دلم را از تو و عشقت جدا خواهم كرد

فقط بگو كه چگونه حریف خاطره هایت...
حریف زمزمه هایی كه با دلم دارند...
حریف این غم سنگین كه در نگاهم هست...
شوم و دردهایم نیز تمام بشود؟؟!

نمیشود و تو نیز راست میگفتی:
"این دردناكترین قصه ی یك عشق است...
كه اتفاق می افتد"
.
.
.
عاطفه بابائی(بانوآسمان)





دلنوشته ی من یادم نیست چه وقت نوشتمت
اما حالا درجایی كه به آن تعلق داری میگذارمت




جمعه بیست و پنجم مهرماه سال 1393 | نظرات ()
از همه بیشتر آنموقع را دوست دارم كه باران به شیشه میزند...
انگار تویی كه مدام به دلم سر میزنی!!
.
.
.
من یك آسمان عاشقی را با تو خیال كرده ام...



بانوآسمان




آسمان كه دلش تنگ شود...
باران كه ببارد...
 زمین میشود آبستن عشق...
و این یعنی "پاییز"





سه شنبه بیست و دوم مهرماه سال 1393 | نظرات ()



با سلام به همه همراهان و دوستان خوبم که همیشه با نگاه گرم و بی دریغشان دلنوشته هایم را مورد لطف قرار میدهند؛
چندی پیش باخبر شدم کسی در دنیای مجازی شروع به انتشار نوشته هایی با نام بانوی آسمان کرده و خیلی از شما اساتید آنها را از من دانسته و ابراز تاسف بابت ناتراشیده بودن و انتشار آنها کردید.
از همین جا اعلام میکنم که جز در این وبلاگ ،
و وبلاگ غزلپاره های بانوآسمان
و ترانه های بانوآسمان
و سایت ادبی شعرنو (صفحه  اختصاصی بانوآسمان ) و چند سایت ادبی معتبر دیگر شعر یا متن ادبی ثبت نکرده ام و اگر قرار به انتشار آثار جدید باشد از همین صفحات منتشر میشود...
و با قاطعیت اعلام میکنم که هرنوشته ی دیگر که با این تخلص منتشر میشود هیچ سنخیتی با شخص من ندارد .

لطفا آن نوشته ها را همگون و قیاس با دلنوشته های پریشان من ندانید.
با تشکر از اطلاع رسانی و بزرگواریتان...
.
.
.
عاطفه بابائی(بانوآسمان)



آسمان نوشت :آدم ذاتا" پست نیست...
اما وقتی دوست داره پست باشه دیگه آدم نیست!










"ادامـــه مطلـــب"
یکشنبه بیستم مهرماه سال 1393 | نظرات ()

  دلم تنگ كسی هست و نمیدانم

  كه  میداند من خسته چه دلتنگم؟

  و این دلتنگی ام تنهای تنها از برای اوست...

  كسی یارای آرام كردن این قلب تنگم نیست

  تنم سرد است و مرگم در كمین است و هم آغوشی

  مگر سنگ است كه حالم را نمی پرسد

  سپرد یاد مرا بر دست سرد یك فراموشی...

  تمام لحظه هایم را به رویش پرده ای از غم كشید و رفت

  و من در بهت ناباور

  هنوزم با تمام تكه های این قلب پر دردم

  به پای نوبهاران حضورش می نشینم

  تا بداند آسمان بارانیه هر دم

  خداوندا چه میخواهم؟

  نفسهایش و عشقش را برای زندگی و لحظه ای بودن

  خیال بودنش را در كنارم

  خدایا از تو میخواهم،میخواهم،میخواهم...


    بانوآسمان


هوا كه دو نفره میشود شعرهای كهنه هم دلشان تنگ میشود

چه برسد به ما ...!!!




شنبه نوزدهم مهرماه سال 1393 | نظرات ()



اولین دقایق پائیزتان پر از مهر....
آرزو می کنم برگ برگ غصه ها از درخت زندگی تان بریزد  و شادی به شاخه شاخه تن و روحتان جوانه کند
هرجا هستید خدا مراقب دلتان
...
لبخندهایتان پررنگ و غم هایتان بی رنگ
.
.
.
بانوآسمان





سه شنبه یکم مهرماه سال 1393 | نظرات ()
Blog Skin

., ., ., .,.,. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .