تبلیغات
... ("v") ... زنده باد عشق
امروز همه چیز بوی رفتن می داد
واژه واژه حرفهایش...
نگاه های عمیق و مبهوتش...
پیراهن خسته اش...
آغوش سرد و نمورش...
و حتی دستان مهربانش...
انگار امروز آمده بود كه بگوید:
می رود...!
كه بگوید:
پرنده ام خیال پریدن دارد!
كه بگوید:
قفس برایش تنگ است و تكراری!
كه بگوید:
...
خیلی چیزها میخواست بگوید
اما نگفت و رفت...!

خوبتر كه می اندیشم ...میفهمم
دل ماندن نداشت
پای رفتن داشت...
به همین سادگی.

عاطفه بابائی(بانوآسمان)






یکشنبه بیست و دوم مردادماه سال 1391 | نظرات ()
Blog Skin

., ., ., .,.,. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .