تبلیغات
... ("v") ... زنده باد عشق

تو چقدر میخوابی؟

من هنوز بیدارم...

دست بردار از این خواب پر از رسوائی

و دل از دست دلم باز نگیر

به خیالت این خواب...

میتواند مرا از یاد تو و افكارت...

بی مهابا ببرد؟

 

من هنوز بیدارم...

و پر از بی خوابی

وقت مرگ است تنها...

كه بدون تو و چشمان تو خوابم گیرد...

 

باز هم در خوابی؟

چرا از درد دلم

من به خود می پیچم؟

و تو باز آرامی؟!

یاد من هست هنوز...

كه پر از وسوسه بود شبهایت...

كه به سرقت ببری خواب مرا...

و به دیوار دلم چنگ زنی...

كه مرا تا خود صبح...

در به در سازی و در خلوت خود...

دلمان را بر آن حادثه ها آویزی...

 

چه سكوت تلخی...

این چنین ذهن مرا آشفته

قلب من تبدار است...

كه چرا عشق ،مرا آزرده

وای بر من و این خواب گرانت ای عشق...

تو كه دلشوره به جانم دادی...

به خدا صبح شده

تو چرا در خوابی؟

تن تو سرد شده...

قلب من از غم تو

بــــــــــــــارانــــــــــــــی...

عاطفه بابائی(بانوآسمان)

 




پنجشنبه بیست و دوم اردیبهشتماه سال 1390 | نظرات ()
Blog Skin

., ., ., .,.,. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .