تبلیغات
... ("v") ... زنده باد عشق

تصاویر زیباسازی ، كد موسیقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نویسان ، تصاویر یاهو ، پیچك دات نت www.pichak.net

سلام به همه دوستان عزیزم؛ضمن خوش آمدگوئی و آرزوی لحظاتی زیبا برای شما...  

با عرض معذرت اما دوستانه میگویم؛

استفاده از مطالب و اشعار این وبسایت بدون ذكر نام این قلم به دست خسته دزدی محسوب میشود.

شعردزد محترم،می بایست در روز قیامت مرا حداقل 10دور كامل به دور محوطه برگزاری مراسم روز محشر بر  روی كول خود بگرداند...تا شاید حلالش كنم!

گفته باشم از حقم نخواهم گذشت!!نصیحتتان نمیكنم،فقط اگر دزدی می كنید خوب ورزش كنید تا بتوانید كولم كنید!...

اگه خواستید لینكم كنید،به اسم «زنده باد عشق("v")» لینكم كنید و خبرم كنید تا لینكتون كنم.

با تشكر از همتون كه به این مطلب توجه كردید...حالا تو خلوت من یه گشتی بزنید!!

راستی یادتون نره!حتما نظرتونو در مورد وبلاگ و اشعار برام بذارین،حتی شده حضورتونا با یه نقطه هم اعلام كنید!...




شنبه بیست و پنجم دیماه سال 1389 | نظرات ()
با سلام...
به علت یادگیری غزل و راه اندازی وبلاگ banooaseman.blogfa.com
زنده باد عشق...
تا اطلاع ثانوی؛







چهارشنبه سیزدهم اردیبهشتماه سال 1391 | نظرات ()
شب؛
آرام آرام و پاورچین...
در دلم جا خوش می كند ،
وقتی میبیند فروغ بودنت
روز
به
روز
كم نور تر می شود
...
این روزها چه دلگیر و بارانیست
من از همه میگریزم و سایه ام از من...
در گریز!
عقربه های گیج زمان ،
چه بیحوصله و گنگ...دور خود می چرخد
انگــــار همه چیز متوقف و لال شده جز صدای مبهم و یكنواخت...
تـ...یـ...ك...تـ...ا...ك...!
...
بیچاره قلبم...
چه دیوانه وار سرش را به سینه ام میكوبد!
و نفسهایم...
یكی در میان و
بـ...ر...یـ...د...ه...بـ...ر...یـ...د...ه
تو را آ...ه می كشند!!!
...
وای بر خوش خیالی عبثی كه سپیدهای بخت برگشته ام را...
سیاه كرده و حالا...
به سادگی ام گستاخانه می خندد!!!
عجیب حس میكنم چه غریبم...
با تن ها...
ولی چه تنهایم!
من تو را همیشه كم دارم...
و خوب میدانم تو نیز تا ابد تنهائی ؛ و مـــــرا...

ع.ب.آسمان
29بهمن1390
3نیمه شب



جمعه بیست و پنجم فروردینماه سال 1391 | نظرات ()
با سلام به همه عزیزانی كه برای مشاهده اشعارم به اینجا سر میزنن...
اول از همه بابت سكوت و غیبت چند ماهه ام ازتون عذر میخوام...
كم كم جبران میكنم این نبودن طولانی را...
مورد توجه دوستان علاقمند به ترانه:
وبلاگی طراحی كردم برای ترانه هام...خوشحال میشم نظرات و ایده هاتونا بدونم...
استقبال گرمتون را ازم دریغ نكنید...البته تازه راه اندازی شده و طول میكشه تا حرفه ای بشه!
http://banooaseman.blogsky.com
****************
وبلاگی هم برای دلنوشته هایی از جنس آسمان طراحی شده كه فقط دغدغه های روزمره را مورد بحث قرار میدیم
http://cappuccino0.blogfa.com
از ابراز نظرهاتون در بهتر شدن سطح بلاگ استفاده میشه...پس منتظر حضورتون...

************************
و در آخر...
چندیست جسارت كرده ام و پا در كفش غزلنویسان كرده ام...
امیدوارم نه تنها منو ببخشند...
بلكه با نظرات پرمهر و سازنده مرا مورد لطف قرار دهند...
http://banooaseman.blogfa.com
                                      
                            ممنونم از توجهتون

                                           بانوآســـــمان



دوشنبه بیست و چهارم بهمنماه سال 1390 | نظرات ()

ای آشنای دیرین...

یادم را

بر باد سپردی و

خاطراتم را

بر خاك...

بی تو مرده ای گریان

بر دست زمانم...

مرا در تشییع جنازه آســـــــمان*

تنها مگذار...

عاطفه بابائی(بانوآسمان)

 

 

*** تقدیم به تمام دوستانم***




دوشنبه سیزدهم تیرماه سال 1390 | نظرات ()

شـ...ـــكست

این دلم

پـ...ـــوسید

در حسرت و غم

شـ...ـــاد

باش كه از خنده ات

كـ...ـــام

گیرم

و

آرام

بـ...ـــمیرم...

عاطفه بابائی(بانوآسـ...ـــمان)

 




سه شنبه سی و یکم خردادماه سال 1390 | نظرات ()

ای التیام بخش زخم هایم

تو كه باشی

دریای دردهایم خشك می شود

و كوه غم هایم

فرو می پاشد...

 

مهربانم ، روزت مبارك

 

(بانویت...آسمان)

 

 

 




پنجشنبه بیست و ششم خردادماه سال 1390 | نظرات ()

 

 سخاوتت بی نهایت است پدر

آرامشی كه از دستانت دارم

و تكیه ای كه قلبم بر وجودت می نهد

مرا وسوسه میكند به زیستن...

بمان برایم تا باشم

بسان كوهی استوار

و رودی پر خروش كه هیچگاه

آرام نمی نشیند...

تو بزرگی و شهامتت شیر را از پای

مــــــــی افكند...

شادم از حضورت و بودنت

همیشه باش تا بدانم

بر شانه های چه كسی غمهایم را

بی صدا و آرام ببارم...

عاطفه بابائی(بانوآسمان)

 

تقدیم به همه پدرهای خوب و مهربون




پنجشنبه بیست و ششم خردادماه سال 1390 | نظرات ()

آنگاه كه آغوشت از آن من باشد...

دنیا را به خودش پس می دهم!

دنیای من توئی...

كه تو را به دنیا هم

نمـــــــــــــی دهم...

عاطفه بابائی(بانوآسمان)

 

 




چهارشنبه بیست و پنجم خردادماه سال 1390 | نظرات ()

روزگاریست...

زندگی ام ملموس تر شده با آمدنت

فكر اینكه تو را دارم

چقدر آرامم می كند...

وای امیدم...بهانه بودنم

داشتنت مرا از دره های عمیق ناامیدی،

و كابوسهای پرتنش یخ زده از

افكار حجیم شده دردآلود،

چه عاشقانه به سمت نور و روشنی میبرد...

و به سمت آسمانی شدن...

لحظه هایم چه زیبا غرق ستاره شده اند...

اهورای عزیزم...

روزهای مرا پر از مهر كردی و باوری عمیق از بودن

آری...تو كه باشی؛

عاطفه هست..زندگی هست...لبخند هست...

تولدت را جشن میگیرم با قاصدكهائی كه راهی خدا كردم

تا به او بگویند...

محافظت باشد و همیشه همراهت...

خداوندا؛

پسرم را كه تنها دارائی من است به تو می سپارم

در تمام لحظه ها همراهش باش و امیدش

شادی و خنده هایش را عمیق تر كن و نامیرا

مرا از او بگیر اما او را از من نه...

مامان عاطفه(بانوآسمان)

 

"به مناسبت اولین سالروز تولد بهانه زندگی ام"

http://mrahoora.mihanblog.com

 




یکشنبه پانزدهم خردادماه سال 1390 | نظرات ()

وقتی تو میائی ،

من گم می شوم

تو را كه می بینم...تو را كه می بویم

انگار خودم را از یاد می برم

نفسهایت چه حریصانه

مرا در بر میگیرند

و اینچنین در تو نیز گم می شوم

بهای این عشق چیست؟

گم شدن و در تو پیدا شدن...

 

عاطفه بابائی(بانوآسمان)

 

 

 




پنجشنبه دوازدهم خردادماه سال 1390 | نظرات ()

مادرم...

آبی ترین احساسی...

تو مرا می دانی...

تو پر از بوی بهشت و نانی...

تو دلت خیس و نگاهت ابریست...

تو پر از بارانی...

این طنین نبضت...

گرمی قلب تو را می بخشد...

به دل خسته و بیتاب من...

و لبت سرشار از...

عشق و امیدواریست...

لحظه هایم هربار...

در تمنای وجودت هستند...

و دلت دریائیست...

كه مرا در دل آرام شب...

میكشد در آغوش...

تا شوم مثل خودت...

آسمانی از مهر از غم و كین خاموش...

 

عاطفه بابائی(بانوآسمان)

ولادت حضرت فاطمه و روز زن بر همه مبــــــارك




دوشنبه دوم خردادماه سال 1390 | نظرات ()

دنیا آزاد راهیست بی سر و ته!

نه آغاز دارد و نه هیچ پایان...

نه عشقی به میان است و...

 نه دوست داشتن پیداست

مردمانش قصد رفتن دارند...

و چه بی انتهاست سفر بخت برگشتگان

در این آزاد راه...

تنها یك چیز همیشه پا برجاست؛

آنهایی كه رفته اند دیگر باز نمیگردند...

این حقیقتی تلخ است...

پس منتظر نمان تا لحظه ها

زندگی تو را هم ببلعند...

نقطه شروع همان نقطه پایان است

و سپس شروعی دوباره...

به همین سادگی!!!

عاطفه بابائی(بانوآسمان)

 

***21 خرداد 1385***

 

 

آرام خم شدم و در گوش كودكی كه مرده به دنیا آمده بود، به آهستگی گفتم :"ناراحت نباش...چیزی را از دست نداده ای"!




چهارشنبه بیست و هشتم اردیبهشتماه سال 1390 | نظرات ()

تو چقدر میخوابی؟

من هنوز بیدارم...

دست بردار از این خواب پر از رسوائی

و دل از دست دلم باز نگیر

به خیالت این خواب...

میتواند مرا از یاد تو و افكارت...

بی مهابا ببرد؟

 

من هنوز بیدارم...

و پر از بی خوابی

وقت مرگ است تنها...

كه بدون تو و چشمان تو خوابم گیرد...

 

باز هم در خوابی؟

چرا از درد دلم

من به خود می پیچم؟

و تو باز آرامی؟!

یاد من هست هنوز...

كه پر از وسوسه بود شبهایت...

كه به سرقت ببری خواب مرا...

و به دیوار دلم چنگ زنی...

كه مرا تا خود صبح...

در به در سازی و در خلوت خود...

دلمان را بر آن حادثه ها آویزی...

 

چه سكوت تلخی...

این چنین ذهن مرا آشفته

قلب من تبدار است...

كه چرا عشق ،مرا آزرده

وای بر من و این خواب گرانت ای عشق...

تو كه دلشوره به جانم دادی...

به خدا صبح شده

تو چرا در خوابی؟

تن تو سرد شده...

قلب من از غم تو

بــــــــــــــارانــــــــــــــی...

عاطفه بابائی(بانوآسمان)

 




پنجشنبه بیست و دوم اردیبهشتماه سال 1390 | نظرات ()

غمهایت را به دوش میكشم...

تا...

نعشم را در آغوش خاطرت...

محكم در بر گیری...

شاید دلیلی باشد...

برای...

زندگی دوباره این تن كبـــــــــــــود شده از...

تنهائی...

عاطفه بابائی(بانوآسمان)




سه شنبه بیستم اردیبهشتماه سال 1390 | نظرات ()

واژه ها را یک به یک قاب میگیرم...

تا آشفتگی کلمات گیجمان نکنند...

...

به...پاکی...دوستیها...

ای...دوست...

دوست...داشتن...را...

دوست...خواهم...داشت...

حتی...بی...دوست

...

عاطفه بابائی(بانوآسمان)

لطفا نظرتونو در مورد دوستی و دوست داشتن بیان كنید




دوشنبه نوزدهم اردیبهشتماه سال 1390 | نظرات ()

فاطمه را اینگونه یافتم من...

                  جنسی از یاس ،پاك و آسمانی...

سرخورده ام که اینچنین پستم...

                  در من نیست این را توانایی...

كه از این بانوی عالم تاب...

                  سر كنم غمنامه های پریشانی...

در دل من همیشه غوغاییست...

                  از حسرت و دردهای همسرایی...

كاش روسیاهی ام تمام میشد...

                  و تمام شعرم از فاطمه بارانی...

انگار با قلبم عجین شده است...

                  این زجه هرساله از رسوایی...

 

با زبانی قاصر...شهادت بانو فاطمه زهرا(س) را به همه عزیزان تسلیت میگم

عاطفه بابائی(بانوآسمان)

 




شنبه هفدهم اردیبهشتماه سال 1390 | نظرات ()

 از تو می ترسم من...

از تو ای تیره تر از شبهایم

از تو می ترسم من...

از تو ای ساده تر  از حرفهایم

چه سكوت سردی...

من  پر از خاطره ای پر دردم

چه خیال محضی...

من پر از حسرت یك همدردم

به خودم می گویم...

این چنین وهم به دل راه مده

كینه را می شویم...

تا دگر غصه به چشم هام نده

از خودم می پرسم...

كه چرا قصه من غمبار است؟

سر كنم این شعر را...

قلب من در پی یك آوار است!

عاطفه بابائی(بانوآسمان)




پنجشنبه پانزدهم اردیبهشتماه سال 1390 | نظرات ()

معلم

واژه هایت بوی نان میدهند...

چه مطبوع از فراز نشیبهای نامتناهی

ذهنم را به سرچشمه های آب و روشنی فرو میبری...

یادم نبود آن زمان

که بابا آب میداد

بگویم آب را معلم داد و نان را...

نه

همان بابا نان داد...

اینجا هم فداكار باش...

بگذار این برایم خاطره ای باشد

تا تو را به چشم گیرم و پدر را به دندان...!

همین است شاید

که همیشه نگاهم بارانیست و دندانهایم...

 

تو را می ستایم

و همیشه به خدایم می سپارم...

كاش تا ابد دلیل آب و دلیل نانم را

بی دلیل پاسبان باشد...

عاطفه بابائی(بانوآسمان)

 

تقدیم به معلم های فداكار و عاشق




سه شنبه سیزدهم اردیبهشتماه سال 1390 | نظرات ()

عطر داغ تن تو

 ردپایی جا گذاشت

بر تن خسته و دم كرده من

و دلم را پر داد

از حیا و ایمان

چه جسور از مرز این تن ها گذشت

این حریر نازك شرم و گناه

 

یكدم این قلبم سوخت...

پر شدم از خواستنت ای خوب من

و نگاهم چشم دوخت...

به مسیر چشم تو بر وسعت دریای من

این دلم با شوق، بیتاب تو شد

و نگاهم از نگاهت شد خمار

بوته ای از گل عشق

دست تو كاشت به قلبم اینبار

 

گره سختی خورد

روز ما با نفس در هم ما

و چه زود پایان شد

عمر آغوش پر از حسرت ما...

عاطفه بابائی(بانوآسمان)




یکشنبه یازدهم اردیبهشتماه سال 1390 | نظرات ()

نفس هایت میان خرمن گیسوی من

چون نسیمی می وزد

وای بر افكار من...

 

هر نفس یاد تو كرده این دلم

وای بر احساس من...

 

من پر از خواب پریشان توام

وای بر شبهای من...

 

عمر من با عشق تو سر می شود

وای بر پایان من...

(بانوآسمان)




چهارشنبه هفتم اردیبهشتماه سال 1390 | نظرات ()

مست مستم از تبلور در میان سینه ات

از سر عشقت منم رسواتر...

 

عطر داغ تن تو شوق من است

بوسه بر لبهای تو سوزان تر...

 

بگذر از این دوری و ویرانگی

ای به من نزدیك تر...

 

من گدای بودنت در سینه ام

تو مرا محتاج تر...

(بانوآسمان)




چهارشنبه هفتم اردیبهشتماه سال 1390 | نظرات ()


ای غم..
دست بردار و برو ...
تو چه میخواهی باز؟...
من که از درد دلت آگاهم...
دل من را نشکن...
تو برو سوی خودت...
من به سوی دگری میرفتم!...
تو سر راه من...
اشک را آوردی..
تو مرا سوزاندی...
پس برو تا بشوم من جاری...
با دلی پرخنده...
و پر از شادابی...
عشــــــــــــــق را میشنوم...
چه طنینی دارد...
چه دلم با نفس عشق عجیب می رقصد!...
بر مسیر قلبم...
آسمان می بارد...
واژه ها خیس شدند...
عشق چسبناک تر از پیش به من می تازد...

با همه احساسم...

من به خود می بالم...                                 (بانوآسمان)




دوشنبه بیست و نهم فروردینماه سال 1390 | نظرات ()

وا‍ژه ها را

یكی

      یكی

            یكی

                  یكی

                        قورت میدهم

از بغضم ابری میسازم

تا باران عشقت را ببارم

و تو

       جاری خواهی شد

همراه با

          باران سیل آسای احساس من

به همین سادگی

                   خواهی دید

                                عشق در كمین قلب من و توست...

عاطفه بابائی(بانوآسمان)

سلام به دوستان خوب و پر محبتم...

امیدوارم امسال را به خوبی شروع كرده باشید و همیشه شاد و سرحال باشید...

بازم یه آرزوی نو و  روز نو و شعری نو ... تقدیم شما ...




یکشنبه چهاردهم فروردینماه سال 1390 | نظرات ()

و اینك بهاران از راه میرسد

نرم نرمك و سبكبالان...

مثل بارانی از ترانه...

با قدمهایی پر مهر و عاشقانه...

دور میریزم تمام كهنه خاطرات تلخم را...

و با امیدی تازه نفس،

چشم به راه آمدنش می نشینم...

آسمان تنگ بارش است و نوازش...

بهانه اش چیست كه پر شده از خواهش...

بهار چه كنم نیازم با توست...

میخواهمت دلتنگیهایم از آن توست...

راستی با آمدنت ابرها را عاشق كن...

با گریه هایشان زمین را آبستنی از شقایق كن...

بهار ،دختر دردانه  زمین

گفته بودم چرا بانوی آسمان چشم به راه توست؟...

می دانی دلم تنگ است...

با مهربانی قلبم را نوازش كن...

به رویم آغوش بگشا...

و لحظه های تارم را...

پر از عطر شكوفه و آواز قناری كن...            (بانوآسمان)

 

 

سلام به همه همراهان عزیز این وبلاگ...

این آخرین پستی هست كه در سال 1389 اینجا میذارم...و بهانه ای هست برای قدردانی از دوستان همیشگی دلنوشته هام و خلوتگاهم...

اول از همه از همسرم ممنونم به خاطر پر و بال دادن به احساساتم و بردباری اش  ...اشكان عزیزم عاشقانه دوستت دارم

تشكر بعدی از دوستانمه كه با وجودشون دلگرمتر میشدم برای نوشتن و ادامه  دادن...سعیده عزیزم،ستایش،بهار،ساناز،مریم مهربان،ندای آسمانی،شعله،

 همدل وهمراه و سنگ صبور...نفس عزیز و دوست داشتنی كه مدتیه ازش بی خبرم و میدونم غمی عظیم داره!!!

...داداش سیاوش،آقا آرشام(كووچكوولوو)،آقا معلم(نیما اووچوولوو)،آقا ماهان،داداش عرفان،داداش علیرضا و آبجی پگاه دوست داشتنی،آقا مهدی،آقا محمد و ستیا خانوم؛آقای نجیب،آقا مجید،آقای حبیب ،آقای جعفری و...

دوستان عزیزم و همراهانم از سایت شعر نو...برادر خوبم آقای اسماعیلی،جناب صمد بهرامی پراحساس،آقای ابطحی بزرگوار،جناب مربوط صادق مهربان،استاد بزرگوار فریدونی محترم،تازه از راه رسیدگان(آقای مجنون،آقای رحمتی)،نیلوفر عزیز،خواهر دوست داشتنی ام پریشان و...

اسامی زیاده و اگه كسی از قلم افتاده یه دنیا معذرت،معذرت،معذرت...همه حلالم كنید...عمری بود سال 1390 هم باهمیم

بهاران در راه هست و سخت پابرجا...وپر از وسوسه های باران و ترانه...کاش دلهایمان آبی باشد و عاشقانه...
عید یعنی یه آغاز...براتون آغازی پر از شادی بی پایان آرزو میکنم...عیدتون مبارک




شنبه بیست و هشتم اسفندماه سال 1389 | نظرات ()

  دلم تنگ كسی هست و نمیدانم

  كه  میداند من خسته چه دلتنگم؟

  و این دلتنگی ام تنهای تنها از برای اوست...

  كسی یارای آرام كردن این قلب تنگم نیست

  تنم سرد است و مرگم در كمین است و هم آغوشی

  مگر سنگ است كه حالم را نمی پرسد

  سپرد یاد مرا بر دست سرد یك فراموشی...

  تمام لحظه هایم را به رویش پرده ای از غم كشید و رفت

  و من در بهت ناباور

  هنوزم با تمام تكه های این قلب پر دردم

  به پای نوبهاران حضورش می نشینم

  بداند آسمان بارانیه هر دم

  خداوندا چه میخواهم؟

  نفسهایش و عشقش را برای زنده موندن

  وحتی لحظه ای بودن

  خیال بودنش را در كنارم

  خدایا از تو میخواهم،میخواهم،میخواهم...

 




چهارشنبه بیست و پنجم اسفندماه سال 1389 | نظرات ()

خداوند خندید...

ابر عاشق شد...

احساس شكل گرفت...

عشق آبستن شد...

آسمان بالید...

زمین بهانه شد...

باران بارید...

كودكی متولد شد...

نگاهش به اندازه آسمان...

قلبش پر از عشق...

وجودش لبریز احساس...

لحظه هایش ترانه های باران...

در كودكی اش رشد كرد...

به بلوغ كه رسید دستش را مشت كرد...

مشتش اندازه قلبش بود...

با وسعت قلبش به دنیا پشت كرد...                  

«بانو آسمان»

 

سلام به دوستان خوب و عزیزم؛

این پست به درخواست برخی دوستان اینترنتی من به ویژه ستایش جون و داداش علیرضا خان ضیایی ایجاد شده...همه این دوستان به دنبال جایی بودن تا جشن تولد منو به صورت مجازی برپا كنن...

خب اینم فضا...همه چی اینجا آزاده...همتون با افتخار دعوتید...پس خوش بگذرونید...

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچك » بخش تصاویر زیباسازی » سری پنجم www.pichak.net كلیك كنیدتصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچك » بخش تصاویر زیباسازی » سری پنجم www.pichak.net كلیك كنیدتصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچك » بخش تصاویر زیباسازی » سری پنجم www.pichak.net كلیك كنیدتصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچك » بخش تصاویر زیباسازی » سری پنجم www.pichak.net كلیك كنیدتصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچك » بخش تصاویر زیباسازی » سری پنجم www.pichak.net كلیك كنیدتصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچك » بخش تصاویر زیباسازی » سری پنجم www.pichak.net كلیك كنیدتصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچك » بخش تصاویر زیباسازی » سری پنجم www.pichak.net كلیك كنیدتصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچك » بخش تصاویر زیباسازی » سری پنجم www.pichak.net كلیك كنیدتصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچك » بخش تصاویر زیباسازی » سری پنجم www.pichak.net كلیك كنیدتصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچك » بخش تصاویر زیباسازی » سری پنجم www.pichak.net كلیك كنیدتصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچك » بخش تصاویر زیباسازی » سری پنجم www.pichak.net كلیك كنیدتصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچك » بخش تصاویر زیباسازی » سری پنجم www.pichak.net كلیك كنید

 

 

مرسی ازحضور صمیمانتون و برای تك تكتون از صمیم قلبم آرزو سلامتی و شادی میكنم...

 

ایام به كامتون و خداوند همیشه یارتون...

 




جمعه بیستم اسفندماه سال 1389 | نظرات ()

سلام به همه دوستان عزیزم به ویژه خانومای گل

امروز همه جا صحبت از حقوق خانوماست...و رسیدگی به وضع اقتصادی و اجتماعی این عنصر ناب خلقت...

از صمیم قلب براتون بهترینها را آرزو دارم

 

 

آسمانی پر از ستاره، دشتی پر از گل،
تقدیم به آنی که بهشت زیر پایش جا دارد


حالا این دوتا اس ام اس هم براتون میذارم فقط برای خنده...از همه آقایون محترم معذرت میخوام

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچك » بخش تصاویر زیباسازی » سری پنجم www.pichak.net كلیك كنید

***************

روز زن مبارک باد
با دادن یک هدیه خود را یک سال بیمه بدنه و اعصاب کنید

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچك » بخش تصاویر زیباسازی » سری پنجم www.pichak.net كلیك كنید

*************

و خداوند زن را نمک زندگی آفرید تا مرد را از گندیدگی نجات دهد !

روز زن مبارک !

تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچك » بخش تصاویر زیباسازی » سری پنجم www.pichak.net كلیك كنید

****************

و در آخر، تبریك این روز بزرگ برای زنان اسیر و در بند...

كسانی كه شایسته بهترینها هستند...

لطفا در مورد این پست نظر بدید...




لطفا اینجا «كلیك» كنید
سه شنبه هفدهم اسفندماه سال 1389 | نظرات ()

زود دیده ام را پریشان كردی

من از تو چیزی نمیخواستم كه قلبم را گریان كردی...

تنهایم،  تنهـــــــــــا...

پر از رنج با تو بودن و بی تو شدن...

عجیب دلت سنگ است و ماهر به شكستن...

بگو با كدام مدال دلت را به دست آورم ننگ من...

می بارم و این بهای بودن من است...

نباشم، دوران خشكسالی زمین فرا می رسد...

بی دریغ می بارم و تو را گریه میكنم...

نمیخواهم حتی به دوباره بودنت فكر كنم...

بودنت را صیغه گریه ام میكنم...

شاید نبودنت را اینگونه از خاطرم دور كنم...

 




دوشنبه شانزدهم اسفندماه سال 1389 | نظرات ()

همیشـــه انتـــهای واژه هـــایت بـــوی نـــم دارد

و كــهنه انـــدوه همیشـــگی در صـــدایت مـــوج مـــیزند

درمـــانش فقـــط آهـــی از ســـمت مـــن است

بـــاران را بهـــانه بـــاریـــدنت مكـــن

میخـــواهم ابـــر قصـــه ات شـــوم

آیـــا اجـــازه میـــدهی...

تا آخـــر این قصـــه همـــراهت شـــوم؟...

 

 

نظر یادتون نره




پنجشنبه دوازدهم اسفندماه سال 1389 | نظرات ()

در كشــــاكـــــش لحظه ها

بـــــاد پریشانم كــــــرد

در هیـــــاهـــــــوی گذشته و امروز

در ظلمت شبهــــــا و روشنی روز

به تــــــــو می اندیشــــــم

به تو كه پاكـــــــتر از خورشیدی

به تو كه ســــــــاده تر از هر خویشی

لحظه هایم غرق افكـــــار تواند

حرف تــــــو...

حرف دل ســـــاده مــــن بوده و هست

 

 




یکشنبه هشتم اسفندماه سال 1389 | نظرات ()
Blog Skin

., ., ., .,.,. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .